أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
401
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
كرد « 23 » و تصنيف كتاب مجمع البحرين كرد در تفسير و تأويل « 24 » و آن ده مجلد است و در خطب و امثال و ادبيات ، كتابهاى بسيار ساخت از آن جمله كتاب باكورة الطلب « 25 » است و شعرهاى بليغه دارد كه در تنهائى گفته است و صاحب فراست و ذوق و بكاء و شوق بود « 26 » و بيتى چند در اين معنى گفته : نديمان چون مرا رنجور كردند * بگشتند از من و مهجور كردند دل من مطمئن در حالتى بود * بيكبار از حبيبش دور كردند « 27 » ميگويند در حالت مرض كه داشت شيخ شمس الدين عمر تركى « 28 » بپرسش او آمد . پس فرمود اى فقيه تو چند سال دعوت خلق كردى به خداى و ارشاد نمودى اين فرياد و اندوه و آه و حزن چيست . فقيه گفت در سه فكرم يكى كتابها كه بدست علما افتد يا جاهلان و ديگر فكر منكوحه كه بدست كه افتد و سيوم فكر فرزندان كه چگونه معيشت كنند . شيخ شمس الدين فرمود اما كتب هرچند كه در دست بيايد و برود عاقبت بدست عالمى خواهد رسيد كه
--> ( 23 ) - جها : و روايات سماع و استماع و املا كرد . مد : و روايت سماع و استماع املا كرد - و روى و سمع و اسمع و حدث و املى ( شد الازار ) . ( 24 ) - مد : و تصنيف كتاب مجمع البحرين كرد و در تفسير و تأويل - جها : و تصنيف كتاب مجمع البحرين كرد كه در تفسير و تأويل مىباشد - و صنف كتاب مجمع البحرين فى التفسير و التأويل ( شد الازار ) . ( 25 ) - جها - مد : كتاب الطلب . - باكورة الطلب لاهل الادب ( شد الازار ) . ( 26 ) - و كان صاحب فراسته و ذوق و بكاء و شوق ( شد الازار ) . ( 27 ) - ندمائى عللونى و انظروا * ما لقلبى طول ايامى يئن قد تصدى لى بنجد شاذن * طرفه ازعج قلبى المطمئن سلب العقل و ولى قائلا * افتاكم مستهام قلت ان ان تصل احيا و ان تصرم امت * قال لاوصل و ان مت و ان ( 28 ) - در اين ترجمهء احوال مؤلف وفات شمس الدين عمر تركى را در سنهء 602 ضبط كرده است بطبق هر سه نسخه ، و در ترجمهء حاضر وفات ارشد الدين نيريزى را در سنهء 604 ، پس چگونه كسى كه در 602 وفات يافته ببالين مرگ كسى كه در 604 وفات يافته حاضر شده است ؟ ! - بنابرين يا يكى ازين دو تاريخ وفات غلط است يا حكايت متن افسانهء واهى بىاساس است و يا اينكه اين حكايت راجع به دو شخص ديگرى است ، - حاشيه علامه قزوينى .